دات نت نیوک
Menu
دوشنبه 18 بهمن 1395
تعداد بازدید: 1162
تعداد نظرات: 5

نامه یک پرستار به بیمارخود

نامه  یک پرستار به بیمارخود
وقتی من این نامه را برایت مینویسم از یک شیفت سخت کاری به خانه برگشته ام و پاهایم از شدت خستگی تاب ایستادن ندارند و کوه کوه خستگی بر شانه هایم سنگینی میکند.
دوست عزیزم من میدانم که تو چقد درد داری و چقد دلتنگ هستی وقتی بر روی تخت بیمارستان خوابیده ایی.باور کن من هم از جنس خودت آدمم درد را میفهمم نگاه مضطربت هنگامی که نمیدانی آخر مریضیت چه میشود را میفهمم.
خستگی و نگرانی همراهت را درک میکنم.
دغدغه مالیت هنگام ترخیص را میفهمم.
حتی خود من هم گاهی مریض میشوم و جای تو بر روی همین تخت ها میخوابم…..
پس مرا از جنس خودت بدان.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان نظام پرستازی سمانه طالبی پرستار بالین در نامه ای از یک پرستار به مریض نوشت:
دوست عزیز من سلام
وقتی من این نامه را برایت مینویسم از یک شیفت سخت کاری به خانه برگشته ام و پاهایم از شدت خستگی تاب ایستادن ندارند و کوه کوه خستگی بر شانه هایم سنگینی میکند.
دوست عزیزم من میدانم که تو چقد درد داری و چقد دلتنگ هستی وقتی بر روی تخت بیمارستان خوابیده ایی.باور کن من هم از جنس خودت آدمم درد را میفهمم نگاه مضطربت هنگامی که نمیدانی آخر مریضیت چه میشود را میفهمم.
خستگی و نگرانی همراهت را درک میکنم.
دغدغه مالیت هنگام ترخیص را میفهمم.
حتی خود من هم گاهی مریض میشوم و جای تو بر روی همین تخت ها میخوابم…..
پس مرا از جنس خودت بدان.
دوست عزیزم بر من خورده نگیر اگر گاهی از ازدحام بخش و شلوغی کار تلخ میشم.آخر باید من خودم را به چندین قسمت تقسیم کنم تا بتوانم به مریض هایم برسم.یک مریضم از درد به خود میپیچد یکی دیگر از بیماریش سوال دارد یکی دیگر بر من پرخاش میکند که چرا پزشکش نمی آید آن یکی میگوید چرا این جا شلوغ است دیگری سرکوفت میزند که پولش را میگیرم پس باید هر چه بگوید انجام دهم دیگری با نگاهش مرا می آزارد و آن یکی..
و من میمانم با این همه خواهش
و من میمانم با این همه کار
دوست عزیز من گیرم من توانستم تمام این کار ها را با صبر و حوصله انجام دهم آن گاه تازه نوشتن هایم شروع میشود باید بنویسم و چیزی از قلم نیندازم و تمام چیزهایی که برای شما مصرف کرده ام را در بیاورم تا خدایی نکرده بیمارستان ضرر نکند چرا که اگر چیزی از قلم بی افتد از حقوقم کسر میشود تازه اگر حق و حقوقم را به موقع بدهند.
دوست من خیلی دوست دارم در زمانی که سرکارم هستم یک صندلی بگذارم کنار تختت و به حرفهایت پرستارانه گوش دهم با تو حرف بزنم دغه دغه هایت را بشنوم به تو امید دهم.
مگر پرستاری جز این است؟
اما من کجا و این نوع پرستاری کجا….
تازه این یک روی سکه زندگی من است من باید بعد یک شیفت کاری به خانه ام بیایم و یک مادر مهربان و یا یک پدر صبور باشم.
کودک کوچک من نمیداند شلوغی بخش یعنی چه؟
همسر من نمیداند جوابگوی نقص های سیستم بودن یعنی چه؟
بیمارستان تخت ندارد من باید جواب بدهم
بیمارستان صندلی همراه ندارد من باید جواب بدهم
بیمارستان شلوغ است من باید جواب بدهم
بیمارستان کثیف و آلوده است من باید جواب بدهم
بیمارستان گران است من باید جواب بدهم
پزشک دیر می آید من باید جواب بدهم
و…..
دوست من برایم دعا کن.
من آرزوی جز بهبودی و لبخند بر لبان تو ندارم هر چند تاوان آن لبخند ملول بودن من باشد.
دوست من دوستت دارم.


    تصاویر
    • نامه  یک پرستار به بیمارخود
    نظر بینندگان
    کاربر ناشناس
    ﺳﻪشنبه, 30 خرداد,1396
    سلام دوست خوبم
    فقط وقتی عاشق هستی میتوانی با عشقت این چنین سخن بگویی .
    من و شما با بیمارانمان هر لحظه و هر روز پیمان میبندیم که با هم مهربان باشیم.آنها نیز نسبت به پرستاران این احساس را دارند . عاشقانه ترین شغل و عاشق ترین افرداد در این کره خاکی هستیم .خسته نباشی
    عطیه
    چهارشنبه, 24 خرداد,1396
    سلام و درود به تمامی همکاران سخت کوش
    این درد قدیمی است و هیج مرحمی بر آن نمیگذارند سی سال عمرم را با این مشکلات گذراندم ولی عاشق شغلم بودم و اگر لازم باشد باز هم همین راه را خواهم رفت .
    کاربر ناشناس
    شنبه, 26 فروردین,1396
    کاملا درسته
    کاربر ناشناس
    جمعه, 22 بهمن,1395
    واقعا همین است
    کاربر ناشناس
    جمعه, 22 بهمن,1395
    واقعا همین است
    ارسال نظر جدید

    نام

    ایمیل